زبر سون
لغت نامه دهخدا
زبرسون. [ زَ ب َ ] ( اِ مرکب ) سوی بالایین. زبرین سوی یا زبرسوی: بر شمال آن ( کوه حرون ) یکی سوراخ است چنانکه تیر آنجا برنرسد و از زبرسون کسی آنجا نتواند آمد. ( تاریخ سیستان چ بهار چ 1 ص 14 ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) فوق ( از جهات ششگانه ) مقابل زیر سو. ۲ - ( صفت ) بالایین علوی مقابل سفلی.
سوی بالایین
جمله سازی با زبر سون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویژگیهای زیباییشناسی وابی-سابی عدم تقارن، زبری و ناهمواری، سادگی، صرفهجویی، فروتنی و قدردانبودن نسبت به بیآلایشی و راستی اجزا و احکام طبیعت است.
💡 در تمام حروف اول آنها را زير و تتمه آنها را بينات گويند مثلا على - ع - زبر و - لى -بينات است.
💡 اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت تو را چه غم؟ که تو خو کردهای به تنهایی
💡 مژده آن مژده بود کزپس این خواهد خواست باش تا مغز سر جمله کند زیر و زبر
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در جیرینگ جیرینگ ادامهدار، برگر خوب، به سوی خانه ۲، سر مخروطیها و زبری لازم اشاره کرد.
💡 خورشید رخ تو در نظر خواهم داشت چون ذرّه دلم زیر و زبر خواهم داشت