لغت نامه دهخدا
روستای اواس. [ ی ِ اَ ] ( اِخ ) نام کوهی است در حد روم ودرآن کوه شکافیست بزرگ و باهول گویند که آن جای اصحاب کهف بوده است. ( از حدودالعالم چ دانشگاه ص 36 ).
روستای اواس. [ ی ِ اَ ] ( اِخ ) نام کوهی است در حد روم ودرآن کوه شکافیست بزرگ و باهول گویند که آن جای اصحاب کهف بوده است. ( از حدودالعالم چ دانشگاه ص 36 ).
💡 در عشق روستایی و در عقل شهری ام ناموس را به جهل خریدار نیستم
💡 به کوی عشق مبر زاهد ریایی را مکن به شهر بدآموز، روستایی را
💡 چو گدای روستایی که ببزم شه در آید چه کنم ادب ندانم که چسان نگاه دارم
💡 رهیز، روستایی از توابع بخش دناکوه شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است.
💡 داسمورت، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
💡 شنود آن روستایی این سخن راست که عنبر فضلهٔ گاوان دریاست