لغت نامه دهخدا
روزگار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دگرگون شدن روزگار:
و گر گشت خواهد همی روزگار
چه نیکوتر از مرگ در کارزار.؟
روزگار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دگرگون شدن روزگار:
و گر گشت خواهد همی روزگار
چه نیکوتر از مرگ در کارزار.؟
دگرگون شدن روزگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حوادث از فلک و روزگار نیست عجب فلک همیشه چنین بود و روزگار چنین
💡 تزویر این و آن نه همانا به دل کند اقرار روزگار به انکار روزگار
💡 ز حق، کجا دل آگاه دیده می پوشد؟ دهد به باطل اگر روزگار فتوی را
💡 خرم ز ابر همت او، گلشن جهان روشن ز گرد مرکب او، چشم روزگار
💡 آگه ز روزگار پریشان ما نبود هر دل که روزگار پریشان نداشته است
💡 بپرس حال من آخر چو بگذری روزی که چون همیگذرد روزگار مسکینم؟