ربع کاری
مترادفها
ربع
لغت نامه دهخدا
ربع کاری. [ رُ ع ِ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) آلتی است نجومی مصنوع بر مقنطرات خط استواء وآنرا علاءالدین طیبغا الدوادار البکلیتی ابتکار کرده است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به طیبغا شود.
جمله سازی با ربع کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این نه دشمن مهربان یاری بود روز و شب بهر تو در کاری بود
💡 مشکل عشق تو از مدرسه نگشود مرا مگرم از در میخانه گشاید کاری
💡 کاری ز مستی در جهان بهتر نمی باشد ولی آنهم مکرر می شود، بیکاری از هر کار به
💡 جز اینشان نیست کاری هیچ در حد خود آن قومند میگویند سیصد
💡 صبح پیری نشود پرده سیه کاری را مو درین شیر محال است که رسوا نشود
💡 تو را دم دم همیآرند کاری نو به هر لحظه که تا نبود فراغت هیچ بر قانون مکاری