لغت نامه دهخدا
ربع مقبل. [ رُع ِ م ُ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح احکام نجوم ) ربعی که میان عاشر و طالع از فلک واقع است و نظیرآن میان رابع و سابع است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ربع مقبل. [ رُع ِ م ُ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح احکام نجوم ) ربعی که میان عاشر و طالع از فلک واقع است و نظیرآن میان رابع و سابع است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
💡 تو وکوی من بخ بخ ای بخت مقبل من و روی تو خهخهای دهر خاطب
💡 نگار قبله جان بود و مدعی نشناخت سجود قبله جان کرد هرکه مقبل بود
💡 خواهم ز تو گویم غمی لیکن ندارم محرمی کو بخت مقبل تا دمی سازد مرا همراز تو
💡 تا شده ام چو مقبلان صید کمند سنبلش هست به رغبت آمده شیر فلک شکار من
💡 مقبل کسی بود که چو خورشید عارضت هجرانش تا به سایه زلفت امان دهد
💡 هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد طالعش میمون و فالش مقبل است