رایگانی دادن

لغت نامه دهخدا

رایگانی دادن. [ ی ْ / ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) مفت دادن. مجانی دادن. بدون عوض بخشیدن. رایگان دادن:
هنر باید آنجا و جود و شجاعت
فلک مملکت کی دهدرایگانی.دقیقی.کسی رایگان خاک ندْهد به کس
همی جود او زر دهد رایگانی.عنصری.تو این مملکت رایگانی ندادی
فلک کی دهد مملکت رایگانی.امیرمعزی.و رجوع به رایگان دادن شود.

فرهنگ فارسی

مفت دادن. مجانی دادن

جمله سازی با رایگانی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدادی عمر اکنون رایگانی ز دست ای ابله اکنون می ندانی

💡 نداد هیچ کسی خاک رایگان به مثل چنانکه شاه جهان زر به رایگانی داد

💡 ز من فلک عوض عشوه عمر می خواهد که عشوه نیز درین دور رایگانی نیست

💡 شاه آن باشد که با شمشیر گیرد ملک را پادشاهی نیست ملک رایگانی داشتن

💡 اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز