لغت نامه دهخدا
ران فشردن. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف ران افشردن. کنایه از برانگیختن و تیز کردن اسب است:
شاه تمام حوصله با یک جهان شکوه
بر پیل مست گشته سوار و فشرده ران.سنجرکاشی ( از آنندراج ).و رجوع به ران افشردن و ران فشاردن شود.
ران فشردن. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف ران افشردن. کنایه از برانگیختن و تیز کردن اسب است:
شاه تمام حوصله با یک جهان شکوه
بر پیل مست گشته سوار و فشرده ران.سنجرکاشی ( از آنندراج ).و رجوع به ران افشردن و ران فشاردن شود.
مخفف ران افشردن. کنایه از برانگیختن و تیز کردن اسب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوع ۷ سرعته این جعبهدنده، در یکی از سریعترین خودروهای جهان یعنی بوگاتی ویرون استفاده شده است. در خودروهای سوپراسپرت یا فرمول یک نیز این سامانه مورد استفاده واقع شده، که روی فرمان دو اهرم تعویض دنده قرار دادهاند تا راننده بتواند بدون نیاز به کلاچ و تنها با فشردن اهرمها، عمل تعویض دنده را به صورت ترتیبی انجام دهد.
💡 انار شیرین گر خود هزار باشد وگر یک چو شد یکی به فشردن دگر شمار چه باشد
💡 این پانچها بخشی از دستگاه پرس قرص هستند. برخلاف بیشتر پانچها، پانچهای پرس قرص دارای انتهایی مقعر به شکل قرص مورد نظر هستند. پانچهای پایینی و بالایی برای فشردن پودر در میان آنها وجود دارند.
💡 اولى گفت: من در خواب ديدم، مشغول فشردن انگور و تهيه شراب هستم.
💡 نیست موقوف طلب، همت اگر سرشارست دامن ابر نباشد به فشردن محتاج
💡 هر متد تعاملی با کاربر میتواند مقادیری را چون فشردن دکمه، انتخاب یک مورد یا وارد کرون متن برای فرایندهای آینده را برگرداند. مثلاً: