دوشده بند
مترادفها
بسته شده، محکم شده
لغت نامه دهخدا
دوشده بند. [ دُ ش ُ دِ ب َ ] ( نف مرکب ) ( اصطلاح دیوانی ) وقایعنویس سلطنت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
وقایع نویس سلطنت.
جمله سازی با دوشده بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چهگفتگفتکههان نوبت گذشت گذشت زمان زجر و عقابست و قید و بند و شکن
💡 طُرِّهٔ شاهدِ دنیی همه بند است و فریب عارفان بر سرِ این رشته نجویند نِزاع
💡 آمد شه حقایق در کف کمند توحید گردن نهید گردن در بند امتثالش
💡 هندوانه دیمی در منطقه چاله سنبک در دل بند ریگ، کاشت میشود.
💡 «ترکی» بیاد قتل شهیدان نینوا هر بند بند اوست چونی، در نوا هنوز