لغت نامه دهخدا
دوب سلیمان. [ س ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز. دارای 700 تن سکنه. آب آن از چاه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دوب سلیمان. [ س ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز. دارای 700 تن سکنه. آب آن از چاه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز.
💡 عشق بی صفحه رخسار نگردد گویا مور را آینه از دست سلیمان باشد
💡 حکم جهان [و] مهر سلیمان به نیم جو جایی که نقش خویش نشاند نگین دل
💡 با آنکه مور حوصله و دیو گوهرم هم مرغ او شوم که سلیمان شناسمش
💡 تو نشستی بسمند و همه مردم گفتند بر سر باد صبا تخت سلیمان آمد
💡 شاه سلیمان مثال و طیر سخنگوی از ظفر پادشاه بنده امثال
💡 یا زنده گشت باز سلیمان پادشاه؟ تو چون پری ز پیش سلیمان گریختی