لغت نامه دهخدا
دوب الحصان. [بُل ْ ح َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز. دارای 100 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن در تابستان اتومبیل روست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دوب الحصان. [بُل ْ ح َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز. دارای 100 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن در تابستان اتومبیل روست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز.
💡 ان خير نسائكم الولود الودود العفيفه العزيزه فى اهلها، الذليله مع بعلها المتبرجهمع زوجها، الحصان على غيره التى تسمع قوله، و تطيع امره و اذكا خلابها بذلت له مايريد منها، و لم تبذل كبذل الرجل (127)