لغت نامه دهخدا
دستی دوزی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دوختن با دست نه با چرخ. || ( اِ مرکب ) محلی که آنجا چیزها را با دست دوزند نه با چرخ
دستی دوزی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دوختن با دست نه با چرخ. || ( اِ مرکب ) محلی که آنجا چیزها را با دست دوزند نه با چرخ
عمل دوختن با دست نه با چرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غم را چه زهره باشد تا نام ما برد دستی بزن که از غم و غمخواره فارغیم
💡 از جمله دیگر صنایع دستی ایل شاهسون باستریخ است که نوار بافته شده از پشم با کرک بز است و علاوه بر تزئین داخل آلاچیق، برای استحکام چوبهای آلاچیق مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 زهرا احمدیپور سیاستمدار، استاد دانشگاه، معاون رئیسجمهور و رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در دولت یازدهم و رئیس پیشین مرکز آموزش مدیریت دولتی است.
💡 صد ره به دیر و کعبه قدم رفت و هیچ گاه دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم
💡 ز دستِ عشق تو هرجا که میروم دستی نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
💡 روپوش لوله بخشی از سلاحهای دستی است که در بر روی لولهٔ شلیک قرار داده میشود تا حفاظت دست و انگشتان را بهبود ببخشد.