دستگاه بلیت فروشی
فرهنگستان زبان و ادب
{ticket vending machine giving change} [حمل ونقل ریلی] دستگاه خودکار فروش بلیت که بقیۀ پول پرداختی را نیز پس دهد
جمله سازی با دستگاه بلیت فروشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دستگاه حسن به یوسف نداده اند یک چشم حیرت است ز پا تا سر آینه
💡 امیران بگفتند کامپوی شاه هم از نسل شاهان و با دستگاه
💡 هم از فرش و از چادر و دستگاه ز آلات چنگ و ز کار سپاه
💡 چو شیده بدید آن بر و برز شاه همان ایزدی فر و آن دستگاه
💡 بدان چیزها دارد اندیشه راه که باشد بدو دیده را دستگاه
💡 دستگاه آیینهٔ بیباکی بدگوهر است میکند آب اینقدر آتش عنان شمشیر را
💡 مسافران برای تهیه بلیطهای قطار در ایستگاه مرکزی از دستگاه بلیت فروشی خودکار استفاده کردند تا از صفهای طولانی و انتظار خستهکننده جلوگیری کنند.
💡 در فرودگاههای مدرن، دستگاه بلیت فروشی هوشمند به مسافران اجازه میدهد تا بدون نیاز به حضور اپراتور، تمام مراحل رزرو را به راحتی انجام دهند.
💡 تعمیرکار باید سریعاً به دستگاه بلیت فروشی آسیبدیده برسد تا از توقف خدمات در ایستگاههای مترو و نارضایتی گسترده مردم جلوگیری به عمل آید.