دراز پیکان

لغت نامه دهخدا

درازپیکان. [ دِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) که پیکان دراز و طویل دارد: تیری درازپیکان.

فرهنگ فارسی

که پیکان داز و طویل دارد

جمله سازی با دراز پیکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تورس دومین گل خود را برای فولاد در برد ۲–۰ در مقابل پیکان در چارچوب مسابقات لیگ برتر از روی نقطه پنالتی به‌ثمر رساند.

💡 وعده هایی که به پیکان تو کردست اجل نرسد تا به دل خصم تو کی گردد راست؟

💡 در ذیقعدهٔ ۱۲۷۸، یعنی نزدیک به شش ماه پس از «فرمان همایونی»، شب‌نامه‌ای سراسر انتقادی پخش شد که نوک پیکان انتقاد آن به‌سوی شخص ناصرالدین‌شاه بود.

💡 بر ره آن جانب که شستت کرد پیکان را روان قاصد میر اجل بی در و بی پیکان شده

💡 به بد نظر نبود هیچ دیده را سوی تو که نه مژه همه بر پلک او شود پیکان

💡 وی سابقه بازی در تیم‌های ساپیا البرز، استیل‌آذین، پیکان و خونه به خونه را دارد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز