لغت نامه دهخدا
( دارةالدور ) دارةالدور. [ رَ تُدْ دَ ] ( اِخ ) نام موضعی است مذکور در شعر حجربن عقیة. ( معجم البلدان ).
( دارةالدور ) دارةالدور. [ رَ تُدْ دَ ] ( اِخ ) نام موضعی است مذکور در شعر حجربن عقیة. ( معجم البلدان ).
نام موضعی است مذکور در شعر حجر بن عقبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الدور (به عربی: الدور) یک شهرک در عراق است که در استان صلاحالدین واقع شدهاست. این شهر در سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی، ۲۱٬۱۲۰ نفر جمعیت داشته است.
💡 74- شفا الدور، ص 27. منظور درختى است كه در صلح حديبيه در زير آن بيعتشجره به عمل آمده بود و خداوند از مومنانى كه در آن بيعت شركت كرده بودند اظهارخشنودى كرد.
💡 قبرستان خاموش: يااهلالديارالموحشة والمحال المقفرة والقبور المظلمة،يااهل التربة يا اهل ابغربة يا اله الوحدة يا اهل الوحشة، انتم لنا فرط سابق، ونحن تبعلاحق، اما الدور فقد سكنت واما الازواج فقدنكحت واماالاموال فقد قسمت، هذا خبر ما عندنا، فما خبرما عندكم ؟.