داد گستردن

لغت نامه دهخدا

داد گستردن.[ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) عدل کردن. عدالت ورزیدن. بعدل کوشیدن. دفع ظلم ظالم از مظلوم کردن:
خداوند ما نوح فرخ نژاد
که بر شهریاری بگسترد داد.ابوشکور.مأمون به خراسان داد بگسترد و هر روزی بمزکت آدینه اندر آمدی و بر نمد بنشستی و علما و فقها را پیش خویش بنشاندی و داوری خود کردی و بقضا خود نگرستی و داد بدادی و آن سال از خراسان خراج بیفکند. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

عدل کردن

جمله سازی با داد گستردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فـرمـود: (قـيـامـت بـه طـور نـاگـهانى رخ مى دهد در حالى كه (هر كس به كار زندگىخـويـش مـشـغـول اسـت ) مـردانـى مـشـغـول دوشـيـدن گـوسـفـنـدانـنـد، و مـردان ديـگـرىمشغول گستردن پارچه (و گفتگو براى خريد و فروش ) سپس حضرت آيه فوقرا تلاوت فرمود هل ينظرون الا الساعة تاتيهم بغتة و هم لا يشعرون.

💡 فرداى آن روز، پسر مرجانه مردم را در مسجد اعظم شهر جمع كرد، آنان را از امارت خودبر كوفه آگاه كرد، مطيعان را به پاداش، وعده داد و عاصيان را به كيفرهاى سخت،تهديد كرد. سپس دست به گستردن وحشت و ترس ميان مردم زد؛ گروهى را بازداشت كردو بدون كمترين تحقيقى دستور اعدام آنان را صادر كرد و زندانها را از بازداشت شدگانپر كرد و از اين وسيله براى تسلط بر شهر استفاده نمود.

💡 در زبان پهلوی به هر چیز گستردنی (فرش) ویسترگ می‌گفتند (ویستردن=گستردن).

💡 (صـحـاف ) جـمـع (صـحـفـة ) (بـر وزن صـفـحـه ) دراصـل از مـاده (صـحـف ) به معنى گستردن گرفته شده، و در اينجا به معنى ظرفهاىبزرگ و وسيع است.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز