لغت نامه دهخدا
دائره زدن. [ ءِ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) حلقه بستن:
بگرد هری حلقه بست آن سپاه
چو هاله که زد دائره گرد ماه.هاتفی ( از آنندراج ).|| زدن دورویه؛ نواختن دایره، ساز معروف.
دائره زدن. [ ءِ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) حلقه بستن:
بگرد هری حلقه بست آن سپاه
چو هاله که زد دائره گرد ماه.هاتفی ( از آنندراج ).|| زدن دورویه؛ نواختن دایره، ساز معروف.
حلقه بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهیر در سال ۱۹۵۸ ورود به میدان سیاست را به عنوان عضو پارلمان مصر آغاز کرد و مجدداً در سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ عضو پارلمان مصر بود. او همچنین رئیس دائره نشر و توزیع بود و نویسندگان جوان را به نویسندگی تشویق میکرد. او در سال ۱۹۶۷ اولین نمایشگاه کتاب در خاورمیانه تحت عنوان نمایشگاه بینالمللی کتاب در قاهره را تأسیس کرد. وی در سالهای آخر عمرش ریاست هیئت عمومی نویسندگان را عهدهدار بود.
💡 وچون روح به كلى صاف گردد و از كدورات جسمانى صفالت يابد عوالم نامتناهىمكشوف شود و دائره ازل و ابد نصب ديده گردد و حجاب زمان و مكان بر خيز چنانكه ازابتداى آفرينش موجودات و مراتب آن كشف نظر او شودو هر آنچه در زمانمستقبل خواهد بود معاينه بيند ورسول صلى اللّه عليه و آله از اينجا فرمود كه: لاتر فعوا رءوسكم فانى اراكم من امامى و من خلفى.