خوناب چشیدن

لغت نامه دهخدا

خوناب چشیدن. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) جان تسلیم کردن. مردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جان تسلیم کردن مردن

جمله سازی با خوناب چشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح‌گاهی سر خوناب جگر بگشایید ژالهٔ صبح‌دم از نرگسِ تر بگشایید

💡 شسته ام روی به خوناب جگر لعل صفت تا رگ کان بدخشان سخن یافته ام

💡 چون دامن گلچین شده دامان من از بس خوناب دل ازدیده نمناک برآرم

💡 گر نه خوناب جگر بارد ز مژگان جای اشک کی خورد آبی دل اندوهگین از چشم تر

💡 گر خود نه چنین‌ست چرا بر ورق نظم خوناب معانی ز رگ لفظ روانست

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز