لغت نامه دهخدا
خوش دامنه. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از معشوقه ای است که سرین بزرگ و تنگ و خشک داشته باشد. ( از لغت نامه محلی شوشتر نسخه خطی ).
خوش دامنه. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از معشوقه ای است که سرین بزرگ و تنگ و خشک داشته باشد. ( از لغت نامه محلی شوشتر نسخه خطی ).
کنایه از معشوقه ایست که سرین بزرگ و تنگ و خشک داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامنه چون تو گلی کی به کف آرم که رقیب در تو آویخته خاریست که گفتن نتوان
💡 موقعیت قرارگیری روستای کاشیدار در دامنه کوهستان است و بر اساس تقسیمات اقلیمی در منطقهای معتدل کوهستانی واقع شدهاست.
💡 حکیمی را گفتند: چه کس از دیگران بدحال تر بود؟ گفت: آن کس که دامنه ی آرزو وسیع و همت بلند اما توانائی اندک است.
💡 1 گاهى يك حركت، دامنه ى تاءثيرات خوب وبدش در همه ى عصرها و نسل ها گسترده مى شود. (اهبطوا منها جميعا)
💡 در حقیقت دهر اکنون شد به میخواران بهشت کز ستبرق فرش بینی دشت و کوه و دامنه
💡 الفسانه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران میباشد که در دامنه رشته کوه زاگرس واقع شده است.