لغت نامه دهخدا
خورسند کردن. [ خوَرْ / خُرْ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرسند کردن. شاد کردن. خشنود کردن.( یادداشت مؤلف ). || قانع و راضی کردن.
خورسند کردن. [ خوَرْ / خُرْ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرسند کردن. شاد کردن. خشنود کردن.( یادداشت مؤلف ). || قانع و راضی کردن.
خرسند کردن شاد کردن
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۸ نفر (۱۳ خانوار) بودهاست.
💡 تلمبه عباس کشاورز یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان خورسند واقع شدهاست. تلمبه عباس کشاورز ۱۶ نفر جمعیت دارد.
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۱۰ خانوار) بودهاست.
💡 تلمبه ندیکیها حسینزاده یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان خورسند واقع شدهاست. تلمبه ندیکیها حسینزاده ۳۷ نفر جمعیت دارد.
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۹ نفر (۶ خانوار) بودهاست.
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۷ نفر (۴ خانوار) بودهاست.