خورده ٔ ادیم

لغت نامه دهخدا

خورده ادیم. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باقیمانده سفره. ( یادداشت بخط مؤلف ).، خورده ادیم. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ اَ ] ( اِ مرکب ) مازویی که در دباغت چرم بکار می برند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مازویی که در دباغت چرم بکار می برند

جمله سازی با خورده ٔ ادیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من ز افلاکم رفیق من ز خاک سر خوش و نا خورده از رگهای تاک

💡 از بس که مرغ من ز قضا طبل خورده است گل را خیال چنگل شهباز می‌کند

💡 تو بدان عادت که او را پیش ازین خورده بودی ای وجود نازنین

💡 هزاران تیر محکم خورده بر دل چو آهو می‌دود دو پای در گل

💡 با غذای خاک نتوانیم زیست ما که شرب روح قدسی خورده‌ایم

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
پرو یعنی چه؟
پرو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز