لغت نامه دهخدا
خوانچه پوش. [ خوا / خا چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از روپوش خوانچه است. آنچه به روی خوانچه می اندازند تا آنرا بپوشاند. || در اصطلاح بنایان، سقفی که محدب نباشد چون خوانچه از درون. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوانچه پوش. [ خوا / خا چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از روپوش خوانچه است. آنچه به روی خوانچه می اندازند تا آنرا بپوشاند. || در اصطلاح بنایان، سقفی که محدب نباشد چون خوانچه از درون. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کنایه از روپوش خوانچه است آنچه بروی خوانچه می اندازد تا آنرا بپوشاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوانسالار اجل کند راست بر خوانچه تیغ کاسه سر
💡 بر فلک خوانچه کن به دولت می ز اختران خواه نز خم خمار