خوار دمیر

لغت نامه دهخدا

خواردمیر. [ خوا / خا دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان الان بخش سردشت مهاباد. واقع در 16 هزارگزی جنوب باختری سردشت و 18 هزارگزی جنوب ارابه رو بیوران به سردشت. این دهکده کوهستانی و جنگلی با آب و هوای معتدل و سالم. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و مازوج، کتیرا است و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان الان بخش سردشت مهاباد واقع در ۱۶ هزار گزی جنوب باختری سردشت و ۱۸ هزار گزی جنوب ارابه رو بیوران به سردشت.

جمله سازی با خوار دمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد کاندر بر تو با همه فر خوار نباشد

💡 امام پاسخ داد: يكى از فوائد خلقت مگس آنست كه متكبران را خوار وذليل گرداند تا بدانند با همه قدرت ظاهرى خود نمى توانند مگسى را از خود دفع كنند.

💡 به دشمن دهد مر تو را دوستدار دو کار آیدت پیش دشوار و خوار

💡 همانا شفاعت ما نخواهد رسيد بكسيكه استخفاف كند بنماز. يعنى نماز را خوار و سبك شمردو اعتنا و اهتمام به آن نداشته باشد

💡 این بت و رهبان طبعی خوار کن بعد از آن تو ترک پنج و چار کن

💡 در اين حال فرشتگان عذاب به آنها ميگويند: امروز گرفتار مجازات خوار كنندهاى خواهيدشد به خاطر دو كار: نخست اينكه بر خدا دروغ بستيد و ديگر اينكه

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز