خلیل کلا

لغت نامه دهخدا

خلیل کلا. [ خ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جلال ازرک بخش مرکزی شهرستان بابل. دارای 185 تن سکنه. آب آن از رودخانه کاری و چاه و محصول آن برنج وصیفی و کنف مختصر و نیشکر و پنبه و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
خلیل کلا. [ خ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل. دارای 155 تن سکنه. آب آن از رودخانه و محصول آن برنج و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
خلیل کلا. [ خ َ ک َ ] ( اِخ ) نام قریتی است از قرای بلوک زیرآب مازندران. ( یادداشت بخط مؤلف ). در فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 آمده است: دهی است از دهستان راستوپی بخش سوادکوه شهرستان شاهی. واقع در سه هزارگزی باختری زیرآب.

فرهنگ فارسی

نام قریتی است از قرای بلوک زیر آب مازندران.

جمله سازی با خلیل کلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمعی که آورد به زبان فیض نور خود گر آتش خلیل فروزد فسرده به

💡 صورت او را ببیند هرکه مانند خلیل بشکند در راه سطوت زمره اصنام را!

💡 بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند

💡 خلیل الله ترا چون خواند از جان شد آتش بر وجود او گلستان

💡 دید خلیل ار به بت رخ تو دلارام عزت عزی نمود و حرمت اصنام

💡 بشد دست شه خشک از این خیال نمود از خلیل خدا این سئوال

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز