لغت نامه دهخدا
خشت تابه. [ خ ِ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) کوره و داش خشت پزی. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ).
خشت تابه. [ خ ِ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) کوره و داش خشت پزی. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ).
کوره و داش خشت پزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موفقترین و پرمتکلمترین آنها تاکنون زبان اسپرانتو بودهاست، که یونسکو نیز تابهحال دو قطعنامه در مورد آن تصویب کرده و به تمامی کشورهای عضو خود توصیه کردهاست تا آموزش زبان اسپرانتو را در مدارس و دانشگاههای خود وارد سازند.
💡 لابه کنی که جامی از تاب غمم چگونه ای تاب غم تو فی المثل تابه و من چو ماهیم
💡 سپس کمی روغن زیتون در یک تابه بزرگ میریزیم و روی حرارت قرار میدهیم تا روغن داغ شود و پیاز و سیر را در روغن تفت میدهیم تا نرم و سبک شود.
💡 پیچ و تاب تابه را در گوش ماهی گفته موج گر غرض حرف مآل حرص رسوا گفتن است
💡 روز چهارم فرا رسيد و مسلمانان در مسجد النبى صلى الله عليه و آله و سلم گرد آمده تابه خليفه سوم بيعت كنند.
💡 مزن بر آتش من ای فلک ز این بیشتر دامن که دارم دل به بر از ماهی در تابه بریانتر