خرقه ٔ ترمه

لغت نامه دهخدا

خرقه ترمه. [ خ ِ ق َ / ق ِ ی ِ ت ِ م َ/ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به خرقه شود.

جمله سازی با خرقه ٔ ترمه

💡 زلف تو که شبرو شده زو زاهد و عابد از خرقه پشمینه غنی ساخت عسس را

💡 رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر ما عاشق یاریم، چه جای سر و دستار؟

💡 چون نافه خون خویش اگر مشک کرده ای از مو به موی خرقه پشمینه روشن است

💡 سیر دریا می کند در خانه تنگ حباب آن که پندارد که من درتنگنای خرقه ام

💡 از رشته فقر خرقه ای بافته ایم وز اطلس خسروی نظر تافته ایم

💡 چه حاصل که صد خرقه برتن دری؟ خدا رس شوی چون ز خود بگذری