لغت نامه دهخدا
خرقه ساختن. [ خ ِ ق َ / ق ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پاره کردن. دریدن. چاک ساختن. ( برهان قاطع ). || بمعنی درست کردن خرقه نیز آید ( از اضداد است ).
خرقه ساختن. [ خ ِ ق َ / ق ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پاره کردن. دریدن. چاک ساختن. ( برهان قاطع ). || بمعنی درست کردن خرقه نیز آید ( از اضداد است ).
پاره کردن دریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که از خود می تواند ساختن قالب تهی ماه را چون هاله خواهد در کنار خویش یافت
💡 صورت خود نقش بر دیوار خواهد ساختن زلف خود بر دست همچون کلک مو خواهد گرفت
💡 اين روحانى آگاه، مرز و بوم را همواره نگهبان بود و براى بيدار ساختن جامعهدل مى سوزاند و تمام هستى خود را فداى خدمت به حق و خلق كرد.
💡 مرغ دلت را که اوست مرغ هوا خواه دوست لایق عشاق نیست صید هوا ساختن
💡 از سبکروحان نیاید با گرانان ساختن چون تواند کشتی خالی به لنگر تاختن؟
💡 چون توانم داد صائب کار جمعی را نظام؟ من که نتوانم سر خود را به سامان ساختن