خرس گنده

لغت نامه دهخدا

خرس گنده. [ خ ِ س ِ گ ُ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرس بزرگ. خرس جسیم. || فحش گونه ای است که بکسی می دهند که کارهای کودکان می کند.

فرهنگ فارسی

خرس بزرگ خرس جسیم

جمله سازی با خرس گنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون ز سینه، آب دانش، جوش کرد نی شود گنده، نه دیرینه، نه زرد

💡 چون تو بسی خورده است این گنده پیر از چه نشستی تو بدین ایمنی؟

💡 تا کی ازین گنده‌پیر، شیر توان خورد سرد بود لامحاله هر چه بود سرد

💡 بس غدایی که ز وی دل زنده شد چون بیامد در تن تو گنده شد

💡 گفت دانستم ترا از وی بدان از تو جان گنده‌ست و از یارت دهان

💡 هین فسون گرم دارد گنده پیر کرده شاهان را دم گرمش اسیر

💡 گردشگران در جنگل‌های شمالی با دیدن یک خرس گنده که در حال جستجوی غذا بود، دچار وحشت شده و به سرعت از منطقه دور شدند.

💡 در مستندهای حیات وحش، همیشه نمایش قدرت یک خرس گنده در قلمرو خود می‌تواند برای سایر حیوانات بسیار ترسناک و تهدیدآمیز به نظر برسد.

💡 کودک با هیجان زیاد به پدرش گفت که در کتاب داستان، یک خرس گنده و مهربان زندگی می‌کند که با دوستانش بازی می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران