خداش دارمی

لغت نامه دهخدا

خداش دارمی. [ خ ِ ] ( اِخ ) ذهبی در میزان الاعتدال او را به این نام آورده. ولی عسقلانی در لسان المیزان می گوید: او غیر منسوب است، یعنی منسوب به «دارمی » نیست. ذهبی به انس گفت: مرا حدیثی گو. پس انس، حدیثی را که ابن عساکر در سباعیات برای او از طریق ابن شاهین از علی بن احمد مصری از خداش بن محمدبن خداش از جدش آورده، روایت کرد. ذهبی در ترجمه حال خداش دارمی او را یکی از مجهولان آورده و در آخر همان ترجمه حال گفته است ابوبکربن اسحاق بن خزیمه از خداش بن محمدبن خداش مذکور روایت تحدیث است و سپس اضافه کرد خداش مجهول است و نه بخاری در تاریخش ونه ابن ابی حاتم و نه اصحاب مؤتلف و مختلف هیچیک نام او را نیاورده اند. ( از لسان المیزان ج 2 ص 395 ).

فرهنگ فارسی

ذهبی در میزان الاعتدال او را باین نام آورده.

جمله سازی با خداش دارمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتش عشق تو بر من آب راندستی به ظلم گرنه جز درگاه صاحب بارگاهی دارمی

💡 کاری بکس ندارم ور نیز دارمی کاری است کاستوار ندارم بهیچ کس

💡 گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی هر زمانی تازه با وصل تو کاری دارمی

💡 گر من روان نه از پی مدح تو دارمی چون دل بخدمت تو بر افشانمی روان

💡 ورنه همچون حلقهٔ در داردی عشقت مرا بر امیدت هر زمانی گوش بر در دارمی

💡 چون نمی‌گیرد قراری کار من با وصل تو کاشکی چون عاقلان باری قرار دارمی

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز