لغت نامه دهخدا
خداپسندی. [ خ ُ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت امری که مورد پسند خدا باشد. حالت چیزی که خدا می پسندد.
خداپسندی. [ خ ُ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت امری که مورد پسند خدا باشد. حالت چیزی که خدا می پسندد.
حالت امری که مورد پسند خدا باشد
💡 بر اهل جهان جور و جفا چند پسندی در شهر تو نام کرم و بوی وفا نیست
💡 از بس که جفا بر من بیچاره پسندی بر بنده ببخشود ز جورت دل خارا
💡 خونین جگر و خسته دل و محنت هجران جانا تو پسندی که چنین زار بمیرم
💡 بر دامن تو گردی چون من نمی پسندم کوه بلا بر این دل آخر چرا پسندی
💡 با آنکه جفا بر من دلداده پسندی ای دوست وفای تو فراموش توان کرد
💡 گرم مقام پسندی برزم خصم زهی فر ورم مقیم نمائی ببزم دوست خهی دق