لغت نامه دهخدا
خاک دیوار لیسیدن. [ ک ِ دی دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قناعت کردن. ( آنندراج ).
خاک دیوار لیسیدن. [ ک ِ دی دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قناعت کردن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوار و در، فتاده چو مستان به هر طرف کرده است در نهاد جهان کار باده آب
💡 این ترانه جزو معدود ترانههای آلبوم دیوار است که علاوه بر راجر واترز، دیوید گیلمور نیز در ساختن آن مشارکت دارد. موسیقی و ملودی آهنگ بیشتر توسط دیوید گیلمور نوشته شده، در حالی که شعر آهنگ توسط واترز سروده شدهاست.
💡 سعدی از عقبی و دنیا روی در دیوار کرد تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی
💡 سخت ازین عالم افسرده به تنگ آمده ایم نان خود چند چو خورشید به دیوار زنیم
💡 آرامگاه شیخ عدی در سدهٔ ۱۳ میلادی ساخته شدهاست و در سمت راست ورودی آن تندیس یک مار سیاه که بر دیوار چسبیده، دیده میشود.[۱][پیوند مرده] بر روی سنگ گور شیخ عدی چنین نوشته شدهاست:
💡 بابابرقی شخصیتی است که به عنوان نمایندهٔ شرکت توانیر در برنامههای تبلیغاتی و هشداردهندهٔ این شرکت حضور دارد. از شخصیت بابابرقی در نقاشیهای دیواری شهرها نیز استفاده میشود.