خان ماهی

لغت نامه دهخدا

خان ماهی. [ ن ِ ] ( اِخ ) برج حوت:
تا که آن سلطان به خان ماهی آید میهمان
خازنان بحر در بر میهمان افشانده اند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

برج حوت

جمله سازی با خان ماهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماهی نهنگ‌وار به حلقش فرو برد چون یونسش دوباره به صحرا برافکند

💡 همچو ماهی گر شود در قعر دریا آدمی حاصلش الا تحیر در دهان شست نیست

💡 سوهان‌ماهی‌هایی جوان همواره به‌وسیله ماهی تون و دلفین ماهی‌ها تهدید می‌شوند.

💡 غوّاص دولت است و سعادت چو گوهرست دست تو بحر و ماهی زرین در او صدف

💡 گاه به دست تو همچو مرغ گرفتار گاه به دام تو همچو ماهی شستیم

💡 کام دنیای سبکرو به خودش می ماند ماهی ریک روان موجه بیحاصل اوست

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز