خام اندیش

لغت نامه دهخدا

خام اندیش. [ اَ ] ( نف مرکب ) خام اندیشنده. کسی که اندیشه پخته ندارد:
با چنین طالعی که بردم نام
چون به اقبال زاده شد بهرام
پدرش یزدگرد خام اندیش
پختگی کرد و دید طالع خویش.نظامی.

فرهنگ عمید

دارای اندیشۀ خام و نادرست: پدرش یزدگرد خام اندیش / پختگی کرد و دید طالع خویش (نظامی۴: ۵۶۴ ).

فرهنگ فارسی

خام اندیشنده کسی که اندیشه پخته ندارد

جمله سازی با خام اندیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در رزم همه پای بد اندیش بریدی در بزم همه دست نکو خواه گرفتی

💡 با شرط وفا و دوستی باز اندیش یا عهد خود و صحبت من یاد آور

💡 به پوربه اندیش خود خفص گفت: که راز از توام چند باید نهفت

💡 چو دید از بد اندیش آن کار زشت بشد خشمگین، بیمش ازدل بهشت

💡 روی تو و رخسار بد اندیش چو گل باد آن تو زمی، وان بد اندیش تو از دم

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز