خاله وارسی

لغت نامه دهخدا

خاله وارسی. [ ل َ / ل ِ رِ] ( حامص مرکب ) جستجوی بیجا. تحقیق بی مورد. فضولی.

فرهنگ فارسی

جستجوی بیجا تحقیق بی مورد

جمله سازی با خاله وارسی

💡 در این خرابه نه دشمن نه دوست می‌باشد به هرچه وارسی آنجاکه اوست می‌باشد

💡 غرقِ دل شو تا به اسرارِ حقیقت وارسی قعرِ این دریا همین با غوطه‌خواران آشناست

💡 از عدم می‌جوشد این افسانه‌های ما و من گر ‌به معنی وارسی جز خامشی حراف نیست

💡 در نهایت، مقدار به دست آمده، میانگین تعداد نقاطی را نشان می‌دهد که در یک جستجوی موفق مورد وارسی قرار می‌گیرند.

💡 صاحب منصب‌های تُرک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند.

💡 ز سامان تأمل نیست خالی سیر تحقیقت به خود چون شمع هر جا وارسی دارد گریبانی