لغت نامه دهخدا
خاتمت بین. [ ت ِ م َ ] ( نف مرکب ) آنکه پایان کار را بیند. نگرنده عاقبت. عاقبت بین.
خاتمت بین. [ ت ِ م َ ] ( نف مرکب ) آنکه پایان کار را بیند. نگرنده عاقبت. عاقبت بین.
آنکه پایان کار را بیند نگرنده عاقبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز روی دوست هویدا بود سعادت دوست نوشته اند به عنوان که خاتمت چون است
💡 افلاک تنگ ادهمت، خورشید موم خاتمت دل مرده گیتی از دمت امید احیا داشته
💡 اندر فراق آن دهن همچو خاتمت از گوهر سرشک رخم پر نگین مکن
💡 گشت زرشگ خاتمت اشگ حسود لعل وش کرد چو موم چرخ را مهر تو نرم و مهربان
💡 نیک نامیّ همه عمر دهم شرح نخست یا همین خاتمت کار و شهادت گویم
💡 حلقهٔ میم است بر آن خاتمت دارد از آن حلقهٔ جان خاتمت