لغت نامه دهخدا
حشو مطلق. [ ح َ وِم ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( در علم استیفا ). رجوع به حشو و بارز و نفایس الفنون قسم اول ص 85 شود.
حشو مطلق. [ ح َ وِم ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( در علم استیفا ). رجوع به حشو و بارز و نفایس الفنون قسم اول ص 85 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا زر بیسکه خورشید عالم تاب را حکم مطلق از زمین و آسمان دارد روان
💡 زهار (زه=فرزند+آر) کلمهای فارسی است و به معنای مطلق آلت تناسلی (چه زن و چه مرد) میتواند بکار برده شود.
💡 بستست دست خصم ز امساک و مر ترا از جود مطلق است در این روزگار دست
💡 گر در همه میروی قدم محکم دار تا گر همهای به هیچ مطلق برسی
💡 کی باشد و کی لباس هستی شده شق تابان گشته جمال وجه مطلق
💡 از آن می مست شو بنمای مطلق تو چون منصور کل سرّ اناالحق