لغت نامه دهخدا
حسن بسن. [ ح َ س َ ب َ س َ ] ( ع ص مرکب، از اتباع ) بسیار نیک. حسن به معنی نیک است و بسن مؤکد و تابع اوست. لفظبسن علیحده معنی ندارد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
حسن بسن. [ ح َ س َ ب َ س َ ] ( ع ص مرکب، از اتباع ) بسیار نیک. حسن به معنی نیک است و بسن مؤکد و تابع اوست. لفظبسن علیحده معنی ندارد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
بسیار نیک حسن بمعنی نیک است و بسن موکد و تابع اوست حسن و لفظ بسن علیحده معنی ندارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زکوه حسن بده چون نصاب آن داری بحکم شرع زکوه از نصاب میجویم
💡 رخنه در سد سکندر می کند اقبال حسن در برای یوسف از دیوار پیدا می شود
💡 دولت دیدار او باز کرا رخ نمود آینه ی حسن او روی نمای که شد
💡 گرچه هر ذره بود پرده خورشید رخست شاهد حسن ترا بین که چو ما هست نقاب
💡 تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت که نظر نمیتواند که ببیندت کماهی