لغت نامه دهخدا
حروف چرائی. [ ح ُ ف ِ چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) أداتی که سبب و علت را بیان کند: بنابراین. ( دستور جامع ص 806 ). رجوع به حرف تعلیل شود.
حروف چرائی. [ ح ُ ف ِ چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) أداتی که سبب و علت را بیان کند: بنابراین. ( دستور جامع ص 806 ). رجوع به حرف تعلیل شود.
اداتی که سبب و علت را بیان کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میگریست آن بیدل دیوانه زار آن یکی گفتش چرائی اشکبار
💡 تو ای دلدار آخر از کجائی در این مسکن بگو بهر چرائی
💡 اگر چند ترکان همه تنگ چشمند نگوئی بدین تنگ چشمی چرائی
💡 در بند بود مستمند بندی تو شاد چرائی به بند و خندان؟
💡 همی با عقل در چون و چرائی همی پوینده در راه خطائی