لغت نامه دهخدا
حربه پیغمبر. [ ح َب َ ی ِ پ َ غ َ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به حربه نجاشی شود.
حربه پیغمبر. [ ح َب َ ی ِ پ َ غ َ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به حربه نجاشی شود.
💡 پیغمبر، خط نستعلیق را بسیار زیبا مینوشت و نمونههایی از خط او هنوز باقی است که برخی از این نمونهها در کتاب پیغمبر دزدان، نوشته باستانی پاریزی گراور شده است.
💡 می نگشتی ختم بر شانش رسالت بیسخن خاتم پیغمبران را گر نبودی این نگین
💡 اوست پیغمبر و آن نامه به فُرقان ماند وانکه او را کند انکار، به شیطان ماند
💡 جز به مدح آل پیغمبر سخن مگشای هیچ گر همی خواهی که گوش ناصبی را کر کنی
💡 آل پیغمبر بسی کشتهٔ بت منحوس توست تو همی او را به حیلت بر سر منبر کنی
💡 این روستا 5 کیلومتر بعد از روستای ورده و 3 کیلومتری روستای پیغمبر اشمعیل می باشد.