حدیث مدرج السند

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حدیث مدرج السند، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و حدیثی است که توسط راوی چیزی در سند آن اضافه شود.
یکی از اقسام خبر واحد حدیث مدرج است و آن دو قسم است قسم اول مدرج السند است و آن حدیثی است که راوی در سند آن چیزی را اضافه کند که جزء آن نیست ولی موهم این است که جزء آن می باشد.
اقسام درج السند
۱- جماعتی حدیثی را با طرق مختلف نقل کنند ولی یک راوی همه را تحت یکی از آن اسناد جمع کند و اشاره به اختلاف ننماید. ۲- قسمتی از حدیث با یک سند و قسمت دیگری با سند دیگر پیش یک راویی باشد ولی راوی دیگری آن را به طور کامل باشند سند اول از وی نقل کند. ۳- قسمتی از حدیث را از شیخ خود بلا واسطه و قسمتی را با واسطه سماع کند ولی راوی دیگری تمام حدیث را با حذف واسطه از وی روایت کند. ۴- دو متن مختلف و با اسناد مختلف نزد راویی باشد سپس راوی دیگر با یک سند آن دو متن را از وی روایت کند. ۵- حدیثی را با طریق خاص خودش روایت کند ولی در متن آن از حدیث دیگر چیزی اضافه نماید که در آن نبوده است. ۶- راوی اسناد حدیث را بیان کند ولی در اثناء بیان عارضه ای برای او پیش آید که موجب تکلم به کلامی گردد و سامع گمان کند جزء اسناد است و پس از او با همان کیفیت روایت کند.
تعبیرات دیگر
از حدیث مدرج السند به: مدرج الاسناد، حدیث مدرج الاسناد، خبر مدرج الاسناد، روایت مدرج الاسناد، خبر مدرج السند، روایت مدرج السند، مدرج سندی، خبر مدرج سندی و روایت مدرج سندی نیز تعبیر می شود.
شهیدثانی، زین الدین، الرعایة فی علم الدرایه، ص۱۰۴.
...

جمله سازی با حدیث مدرج السند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاسخ اين است كه مؤ يَّد و محدَّث بودن انسان كامل معصومى كه سِمَت نبوت و امامت ندارد چون صديقه طاهره عليهم السلام از بعضى روايات گذشته (1034) ونيز از روايت صحيح السند اصول كافى: و كان ياءتيها جبرئيل... (1035) استفاده مى شود.

💡 806- (( اقول: هذه الرواية و ان كانت بحسب السند قوية الا ان دلالتها على قدح زيد تتوقف علىدلالتها على عدم اعتراف زيد بوجود حجة غيره و انه لو كان لاخيره ابوه بذلك و قد ناظرهالاحول (مؤ من الطاق ) فى ذلك و ذكر ان عدم اخبار ابيه اياه بذلك كان شفقة منه عليه وهذه فاسدة جزما.

💡 بنابراين، اگر گاهى اختلافى بين فقها در رابطه با بعضى از آيات قرآن كريممشاهده مى شود، اختلاف دربرداشت است؛ چون دلالت قرآن كريم در اكثر آياتى كه دررابطه با احكام دينى، نازل شده است، مبتنى بر ظهور بوده و ظهور، امرى ظنّى است.ممكن است آيه اى نزد بعضى ظاهر در معنايى باشد و نزد بعضى ديگر، ظاهر در معناىديگر، و لذا گفته شده كه ((قرآن قطعى السند وظنى الدلالة مى باشد)).