قوية
🌐 قوی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قوی
📌 قدرتمند
📌 مقاوم
📌 جامد
📌 محکم
جمله سازی با قوية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وإن لم تكوني قوية يا نجمتي بـما فيه َّ الكفاية وتنتصري عليه
و اگر تو، ستاره من، به اندازه کافی قوی نیستی که بر او غلبه کنی
💡 اختار المهندسُ أعمدةً حديديةً قوية لدعم الهيكل في البناء الحديث.
مهندس ستونهای آهنی محکمی را برای پشتیبانی از سازه در ساختمان مدرن انتخاب کرد.
💡 ان لی رغبة قوية في السفر والتعلم واكتساب الخبرة.
من علاقه زیادی به سفر، یادگیری و کسب تجربه دارم.
💡 لا يمكن جذب الاستثمارات من دون بنية تحتية قوية ومستقرة.
بدون زیرساختهای قوی و پایدار، سرمایهگذاریها قابل جذب نیستند.
💡 بنيتها على أسسٍ قوية حتى تبقى صالحةً لسنواتٍ طويلة.
من آن را بر پایههای محکمی بنا کردم تا سالهای زیادی معتبر بماند.
💡 وأحب كل الناس ,وأحبك ,وأحب أمريكا ألنها دول ٌة قوية
من همه مردم را دوست دارم، شما را دوست دارم، و آمریکا را دوست دارم چون کشوری قوی است.
💡 تجبه الشركة منافسةً قوية في السوق هذا العام.
این شرکت امسال با رقبای قدرتمندی در بازار روبرو است.
💡 وصلت الكرة إلى الأرضية بعد ضربة قوية من اللاعب.
توپ پس از یک ضربه محکم از بازیکن به زمین رسید.
💡 بتظ الشمس قوية في الظهيرة، لذلك يفضّل الناس البقاء في الظل.
آفتاب ظهر خیلی شدید است، بنابراین مردم ترجیح میدهند در سایه بمانند.
💡 حصل العمل الجديد على جائزة لأنه يقدم دراما قوية بأسلوب بسيط ومقنع.
این اثر جدید به دلیل ارائه درام قدرتمند در سبکی ساده و متقاعدکننده، برنده جایزه شد.
💡 ثم يقول بمحبة :ليس هناك أسوأ من إمرأة قوية الجسم!
بعد با محبت میگه: هیچی بدتر از یه زن قوی هیکل نیست!
💡 تملکتني رغبة قوية في السفر بعد أن انتهيت من الامتحانات النهائية.
بعد از امتحانات نهاییام، میل شدیدی به سفر داشتم.
💡 قدّم العرض صورةً انثويًا قوية تجمع بين الأناقة والثقة.
این نمایش، تصویری زنانه و قوی ارائه میداد که ظرافت و اعتماد به نفس را با هم ترکیب میکرد.
💡 تحتاج هذه القضية إلى الحجية قوية قبل أن نحكم عليها نهائيًا.
این پرونده نیاز به مدارک قوی دارد تا بتوانیم قضاوت نهایی را در مورد آن انجام دهیم.
💡 ساعد التدريب المستمر في تکوین مهارات قوية لدى المتقدمين الجدد.
آموزش مداوم به ایجاد مهارتهای قوی در متقاضیان جدید کمک کرد.