لغت نامه دهخدا
حاجی محمد قندهاری. [ م ُ ح َم ْ م َ ق َ دِ ] ( اِخ ) یکی از ادبا و مورخین است و تاریخی معروف دارد که به نام تاریخ حاجی محمد قندهاری مشهور شده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
حاجی محمد قندهاری. [ م ُ ح َم ْ م َ ق َ دِ ] ( اِخ ) یکی از ادبا و مورخین است و تاریخی معروف دارد که به نام تاریخ حاجی محمد قندهاری مشهور شده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوی خاک از نرگس و سوسن چو مشک تبتی روی باغ از لاله و نسرین چو نقش قندهار
💡 این بیمارستان یک مرکز آموزشی برای دانشکده پزشکی بیمارستان قندهار است.
💡 ایالت یا سرکار قندهار با بیست و چهار محل، مجموعاً ۸۱۰۰ تومان و ۲۹۰۰۰ دینار برای اکبرشاه عایدی داشت.
💡 باش تا از بانگ شیپورش به مرز قندهار هر نفس افغان خدا از بیم جانافغانکند
💡 میراث داری از پدران ملکتی که هست یک سر به قیروان و دیگر سر به قندهار