لغت نامه دهخدا
جیره خور. [ رَ / رِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب )جیره خوار. اجری خور. رجوع به جیره و جیره خوار شود.
جیره خور. [ رَ / رِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب )جیره خوار. اجری خور. رجوع به جیره و جیره خوار شود.
( صفت ) آنکه از مخدوم خود جیره گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با اینحال، سرآغاز این خیزش، عمدتا پرداخت نشدن دستمزد سربازان شمرده میشود. در آن زمان، دستمزد سربازان ممکن بود با برنج پرداخت شود؛ زیرا از برنج به جای پول رایج استفاده میشد. و آنها در جیره خود شن و برنج خراب پیدا کرده بودند.
💡 مسئولان همچنین از احتمال جیرهبندی آب در کلانشهرها در آینده نزدیک خبر میدهند.
💡 امسال سه سال است که این خیل و حشم را نه جیره و نه جامه و نه مشق و نه سان است
💡 لباس شناهای دوتکه دامندار قبل از جنگ جهانی دوم و جیرهبندی پارچه در آمریکا محبوب بودند.
💡 سهمیهبندی یا جیرهبندی عبارت است از توزیع کنترل شده خدمات یا کالای کمیاب یا خدمات یا اعمال محدودیتهای مصنوعی بر تقاضا برای کالاها یا خدمات. به مقدار مجاز سهم روزانه یا دورهای فرد از هرچیز، جیره یا سهمیه گفته میشود.