لغت نامه دهخدا
جوز شکستن. [ ج َ / جُو ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) نوعی از فال زدن است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
جوز شکستن. [ ج َ / جُو ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) نوعی از فال زدن است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
نوعی از فال زدن است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شورشیان همچنین یک سکوی بزرگ شناور را جهت شکستن پل به سمت رودخانه روانه کردند، اما این مأموریت نیز به شکست انجامید. در پایان، هلندیها تلاش خود را کنار گذاشته و آنتورپ را به عنوان شهری از دست رفته پذیرفتند.
💡 فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا که نیست شیشه شکستن شعار سنگ مرا
💡 پس از هزار سال تلاش برای یافتن جواب، در سال ۲۰۱۰ او بالاخره راهی برای شکستن طلسم مادرش پیدا کرده و طلسم را از بین میبرد.
💡 توبهای نیست فصیحی که شکستن ارزد ورنه از دولت می توبهشکن بسیارست
💡 شکستن اینقدرها نیست در رنگ خزان بیدل دربن وبرانهگردی کرده باشد رفتن هوشم
💡 در تابستان ۱۳۶۰ ساختمان کانون نویسندگان ایران توسط دادستانی انقلاب پلمب شد. عباس معروفی زیر نظر هیئت دبیران کانون (احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی، و محمد مختاری) با شکستن پلمب، اسناد کانون را به جای امن رساند تا جان اعضای کانون محفوظ بماند.