لغت نامه دهخدا
جسر خلطاس. [ ج ِ رِ ؟ ] ( اِخ ) نام موضعی است که یکی از وقعه های عرب در آن روی داده است. ( از معجم البلدان ).
جسر خلطاس. [ ج ِ رِ ؟ ] ( اِخ ) نام موضعی است که یکی از وقعه های عرب در آن روی داده است. ( از معجم البلدان ).
نام موضعی است که یکی از وقعه های عرب در آن رویداده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((الدنيا سجن المؤ من و جنة الكافر و الموت جسر هؤ لاء)) (مؤ منان ) الى جناتهم، و(كفار) الى جحيمهم ))
💡 زینت فزای عرش اگر ماند روی جسر جز روی آب عرش برین را مقر نبود
💡 هر کس که با مناقب حیدر ببیندت داند که جسر بر در خیبر نهاده ای
💡 گـفـتـيـم: پـول و الاغ را در مـسـيـب بـه كه بدهيم ؟ گفت: در لب جسر كسى از شما خواهدگرفت.
💡 بره ز دریا بگذشت و آب دریا را چو آب جیحون بیقدر کرد و جسر گشاد
💡 بکفلا (به عربی: بکفلا) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شدهاست. بکفلا ۲۸ نفر جمعیت دارد.