لغت نامه دهخدا
جزبه داشتن. [ ج َ زَ ب َ / ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، دارا بودن حالتی که جلب ترس و احترام کند. ( از یادداشت مؤلف ): فلان معلم یا استاد جزبه دارد.
جزبه داشتن. [ ج َ زَ ب َ / ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، دارا بودن حالتی که جلب ترس و احترام کند. ( از یادداشت مؤلف ): فلان معلم یا استاد جزبه دارد.
در تداول عامه دارا بودن حالتی که جلب ترس و احترام کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدرتى كه با داشتن آن هرگز اسير شهوات نمى شود، و در برابر هوا و هوس سرفرود نمى آورد.
💡 منکران را هم سر و کار اوفتد آخر به تو ناگزیر آمد رسن از ره به چنبر داشتن
💡 در حضر از بیم خصمان داشتم تن را به رنج در سفر با ناتوانی روزه نتوان داشتن
💡 زین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتن هست چون از دزد، چشمِ پاسبانی داشتن
💡 وی ظاهراً به دلیل داشتن قد بلند، ابتدا به «پری قد بلنده» و بعدها به «پری بلنده» شهرت یافت.
💡 این شهرک به دلیل داشتن ساحل شنی از مقاصد گردشگری است و نیز محلی برای سفر به جزیره فریزر است.