لغت نامه دهخدا
جحود کردن. [ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انکار. مَری. ( ترجمان القرآن ) ( از منتهی الارب ).
جحود کردن. [ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انکار. مَری. ( ترجمان القرآن ) ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اين همه اعتراضها و فتنه انگيزيهاشان تنها بدين جهت است و بس، شاهدش هم گذشتهاز دليل و برهان اين است كه اگر تمامى معجزاتى كه تصور شود برايشان بياورى،خواهى ديد كه باز هم قبله تو را برسميت نخواهند شناخت، و همچنان بر عناد و جحود خودادامه خواهند داد.
💡 خاطر همچو باد را نقش جحود میدهی خاطر بینیاز را پر ز نیاز میکنی
💡 و اينكه گفت (همينها هم كه از ايمان فرار مى كنند فسادهاى بزرگترى به راه مىانداختند) بى اشكال نيست، زيرا زياد شدن نفور ايشان ايشان را به جحود و لجبازى ودشمن با حق و جلوگيرى از پيشرفت آن، وادار مى كرد و در باب دعوت چه فسادى بزرگتراز اين !.
💡 وان غریمان هم به انکار و جحود رو به شیخ آورده کین باری چه بود؟
💡 كفر جحود، انكار حقايق بر سبيل استكبار نفس و عناد ورزى با حق است. تكبر نفس در پارهاى افراد به حدى است كه در هر استدلال و تحقيقى، حقايق را تحقير مى كنند و ناچيز مىانگارند. دشمنى نفس با حقايق به حدى است كه اجازه خطور ذهنى به حقايق نمى دهد. منشاءاين كفر، تكبر نفس است.
💡 بعضى ديگر از ارباب لغت (جحد) و (جحود) را نيز چنين تفسير كرده اند: الجحودالانكار مع العلم: جحود به معنى انكار تواءم با علم است.