لغت نامه دهخدا
جبل الاسود. [ ج َ ب َ لُل ْ اَس ْ وَ ] ( اِخ ) نام دیگر مونته نیگرو. رجوع به المنجد قسمت اعلام شود.
جبل الاسود. [ ج َ ب َ لُل ْ اَس ْ وَ ] ( اِخ ) نام دیگر مونته نیگرو. رجوع به المنجد قسمت اعلام شود.
نام دیگر مونته نیفرو
💡 و اما الاسود بن المطلب؛ فان النبى دعا عليه ان يعمى الله بصره و ان يثكله ولده، فلماكان ذلك اليوم خرج حتى صار الى موضع فاتاهجبرئيل بورقه خبضرا فضرب بها وجهه فعمى بقى حتى اثكله الله عزوجل ولده.
💡 و روى ان الاسود بن الحارث اكل حوتا مالحا فاتاه العطش فلميزل يشرب الما حتى انشق بطنه فمات و هو يقول: قتلنى رب محمد.(82)
💡 و در بعضى ديگر آمده: حجر الاسود از بهشتنازل شده، و در آن روز از برف سفيدتر بوده، و در زمين بخاطر اين كه كفار بدان دستماليدند سياه شد.
💡 و شيعه آن را از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (عليه السلام)، و از ام سلمه، ابى ذر، ابى ليلى، ابى الاسود دولى، عمرو بن ميمون اودى، و سعدبن ابى وقاص، بيش از سى طريق نقل كرده اند.
💡 آنگاه خليفه، به طرف حجر الاسود رفت كه آن را استلام كند.(264) ولى ناگهان درآنجا نيز عرب پيش دستى نموده و قبل از وى حجرالاسود را استلام نمود. هارون به مقامابراهيم عليه السّلام آمد، كه در آنجا نماز بگذارد، امّا باز هم عرب،قبل از وى به آنجا رسيده و شروع به نماز كرد.
💡 پس به سوى ياران خويش برگشت و مردى از بنى تميم به نامطحل بن الاسود بيرون آمد.