تیز مزاج

لغت نامه دهخدا

تیزمزاج. [ م ِ ] ( ص مرکب ) تندخوی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تند خوی

جمله سازی با تیز مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گو طبیبم ز غم عشق تو پرهیز مفرما که مزاج من بیمار به عشق است موافق

💡 به زیارت تلگراف آقایان برخوردار شدم و امیدوارم خداوند توفیق انجام خدمتی را که روحانیون محترم و طبقات دیگر کشور به اینجانب محول فرموده‌اند، عنایت فرماید و با ضعف مزاج و بنیه که دارم بتوانم این خدمت خطیر را به پایان برسانم.

💡 این زائر که به علت بدی مزاج در کعبه دچار استفراغ شده بود، به دست شرطه‌های امر به معروف عربستان دستگیر شد و در نهایت به جرم ملوث (آلوده) کردن خانه خدا و بدون توجه به دفاعیات و سخنانش سر بریده شد. جسد او را هم در حالی که سرش را بر عکس، به تنش دوخته بودند به خانواده‌اش تحویل دادند.

💡 بی‌وزیر و شاه‌، فاسدگشت ایران را مزاج زادگانش جمله شه بودند لیکن شاه عاج

💡 دل من شیرخوار لطف و قوتش قهر شد جانا مزاج شیرخواران را غذا نان برنمی تابد

💡 آرى، مردم ملاكى را كه در ظلم هست تحليل نموده و در نتيجه همه اين مخالفتها را نيز ظلمبه نفس مى شمارند، حتى كسى را هم كه در مراعات دستورهاى بهداشتى وعوامل مؤ ثر در صحت مزاج و لو به طور غير عمد مسامحه كند ظالم به نفس مى دانند.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز