لغت نامه دهخدا
تلمیذبن ملک. [ ت ِ ؟ ] ( اِخ ) اسحاق بن
محمدبن حمزة الرومی الحنفی.او راست: اعراب القرآن. ( از اسماء المؤلفین ج 1 ص 202 ).
تلمیذبن ملک. [ ت ِ ؟ ] ( اِخ ) اسحاق بن
محمدبن حمزة الرومی الحنفی.او راست: اعراب القرآن. ( از اسماء المؤلفین ج 1 ص 202 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شمال ملک غوغا کرده است در جنوبش فتنه برپا کرده است
💡 چه سود ملک سلیمانت، خسروا، به سخن چو هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت
💡 بروزگار تو باطل شد، ای ملک، یکسر فسانهای فرامرز و قصه بیژن
💡 فریدون ثانی که پاینده بادا بدو ملک دارایی و اردوانی
💡 هر کرا در بر گرفتی «لاتخافوا» ملک اوست هر کرا بر در نهادی شد ز «لاشری» به غم
💡 در ره دین خدا و ملک شهنشاه جان و سر ما شود فدای ولی عهد