تغیر امدن

لغت نامه دهخدا

( تغیر آمدن ) تغیر آمدن. [ ت َ غ َی ْ ی ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) راه یافتن دگرگونی:
بشیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر بود و تغیر در او نمی آید.سعدی.

فرهنگ فارسی

( تغیر آمدن ) راه یافتن

جمله سازی با تغیر امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستای جوکار ۴ فصل است و در هر فصل تغیر می کند اهالی روستا کشاورز و دامداری می کنند مردم ده

💡 تا نکند وفای تو در دل من تغیری چشم نمی‌کنم به خود تا چه رسد به دیگری

💡 طبعش ار چشم تغیر افکند بر کاینات در زمان آرد درنگ و در زمین آرد شتاب

💡 لنگ دارای قابلیت تغیر زاویه محدود است و یک انتهای آن به عضوی وصل است که حرکت خطی دارد و دیگر انتهای آن حرکت دایره‌ای دارد.

💡 بتازگی تغیری در طراحی به وجود آمده که اول قرار شد پیست دو و میدانی برداشته شود؛ و دید تماشاگران بهبود بخشیده شود. در طراحی ورزشگاه هم تغییراتی به وجود آمده‌است.

💡 گفت: چون به درگاه خلیفه رسیدم و آن درگاه با عظمت و حاجبان و خادمان دیدم خواستم تا اندک تغیری در من پدید آید. زنی با عصایی پیش آمد و در من نگریست. گفت: یا تن که تو را پیش او می‌برند، نترسی که او و تو هرد و بندگان یک خداوند جل جلاله اید. تا خدای نخواهد با بنده هیچ نتوانند کرد.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز